درباره نویسنده
خدیجه زائر
یک مادرم با دغدغه های فراوان برای فرزندانم چه انها که زائیده ی منند و چه انها که برشاخسار دیگری روئیده اند........بعد کربلا 87 به نت امدم تا دانه های برخاک افتاده را به رشته ی مهر حسین علی پیوند زنم و در پندار من راه از عشق محض به همه ی انسان ها می گذرد و کودکی پیامبرگونه.....نه همچون قدیسین پرمدعا که تنها هنرشان گسیختن رشته ی مهر ازلیست.....ادمها را دوست دارم زیرا رد دستان یار را دارند و مادری را پاس می دارم زیرا زایش مهر افرین است... و پرورش ایستادگی در طریق مهر..........
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • 25 اردیبهشت........دردانه ی من آرتادخت
  • محض اطلاع............
  • مادر بزرگانه............آرتادخت من
  • 52 بهار..........52 اردیبهشت.......
  • زلزله...........
  • 1392...........
  • عسلم من تلخی ها رو با شیرینی تو فرو می دهم.......
  • روبان سفید.....مقابله با خشونت های خانگی
  • خدایا فقط تو را دارم!!!!!!!!!
  • پایان یا آغاز؟؟؟؟؟؟؟؟
  • به یاد مریم.............
  • تولدانه........و امتحانات!!!!!!!!!!!
  • دعای امام زمان ( سریع الاجابه )
  • دانشجویی!!!!!!!!!!! ( خاطره )
  • 7 یا 6 دی.............( تولد )
  • چشم ها را باید شست..........
  • دلتنگی!!!!!!!!!!
  • یک پست شماره دار!!!!!!!!!!
  • شام غریبان
  • ای اهل حرم میر علمدار نیامد!!!!!!!!!!!!
  • حضرت رقیه
  • علی اضغر........
  • حضرت علی اکبر..............
  • در هـیـئـت غـمـش دل مَـحـرم بـیــاوریـد!!!!!!!!!!!!!!
  • شعری از حمید رضا برقعی
  • زینب
  • محرم و خواب های من..............و 28 آبان
  • خبرانه.........دندان های دخترکم
  • میانسالی.........
  • درد و داغ!!!!!!!!!!!!!!
کلمات کلیدی مطالب
  • (٦)
  • آبان (۱)
  • آرتادخت (۳)
  • آسمان (۱)
  • آهو (۱)
  • اب (۱)
  • ابگوشت (۱)
  • ادم (۱)
  • اذان (۱)
  • اربعین (۱)
  • ازدواج (۱)
  • استخر (۱)
  • اسمان (۱)
  • اضغر (۱)
  • البوم (۱)
  • التیام (۱)
  • الجزائر (۱)
  • امام حسن (۱)
  • امام رضا (٢)
  • انتقاد (۱)
  • انقلاب (۱)
  • اکسیژن (۱)
  • ایمیل (۱)
  • اینترنت (۱)
  • باران (۱)
  • بازی (۱)
  • بچه (۱)
  • بردباری (۱)
  • بهار (٢)
  • بهنام (۱)
  • بیعت (۱)
  • پای خیالی (۱)
  • پدر (٢)
  • پریسا (۱)
  • پیام (۱)
  • تبریک (۱)
  • تلخ (۱)
  • تولد (۱)
  • تولدانه (۱)
  • ثمره (۱)
  • جانبازان شیمیائی (۱)
  • جگر (۱)
  • جمهوری (۱)
  • جنگ (۱)
  • جنون (۱)
  • جهان (۱)
  • جهل (۱)
  • جوان (۱)
  • جوانه (۱)
  • چادری (۱)
  • حاجی (۱)
  • حج (۱)
  • حریر (۱)
  • حضرت زهرا (۱)
  • حضرت عباس (۱)
  • حضرت محمد (۱)
  • حضرت محمد ( ص ) (۱)
  • حوصله (۱)
  • خاطرات (٥)
  • خانم (۱)
  • خانه (۱)
  • خانه دار (۱)
  • خانواده (٤)
  • خدیجه (۱)
  • خنجر (۱)
  • خواهرانه (۱)
  • خورشید (۱)
  • خیزران (۱)
  • دخترم (۱)
  • دخترها (٢)
  • درخت (۱)
  • دردو دل (۱)
  • درس (۱)
  • دست (۱)
  • دعا (۱)
  • دغدغه (۱)
  • دندانی (۱)
  • دنیا (۱)
  • دو قلوها (۱)
  • دوستی (۱)
  • دوقلوها (٢)
  • دومی (۱)
  • دین (۱)
  • ذهن (۱)
  • ذکر (۱)
  • ذی الحجه (۱)
  • رجب (۱)
  • روزانه (۱)
  • روزنوشت (۱)
  • روزه (۱)
  • ریشه (۱)
  • ریه (۱)
  • زخمی (۱)
  • زمزم (۱)
  • زمین (۱)
  • زهر (۱)
  • زیارت (۱)
  • زینب (۱)
  • سارا (۱)
  • ساغریسازان (۱)
  • ساقی (۱)
  • سالگرد (۱)
  • سقا (۱)
  • سکوت (۱)
  • سیاست (۱)
  • سیب (۱)
  • شخصی (٦)
  • شفا (٢)
  • شفقت (۱)
  • شقایق (۱)
  • شهادت (٢)
  • شیعه (۱)
  • طلوع (۱)
  • ظلم (۱)
  • عاشق (۱)
  • عباس آقا (۱)
  • عروس (٢)
  • عروسک (۱)
  • عروسی (۱)
  • عزا (۱)
  • عقل (۱)
  • علی (۱)
  • عماد افروغ (۱)
  • عمه (۱)
  • عید (۱)
  • عید قربان (۱)
  • عیدانه (۱)
  • عیسی (۱)
  • غدیر (۱)
  • غریب (۱)
  • غم (۱)
  • فرات (۱)
  • فرزند (۱)
  • فیلم (۱)
  • قبله (۱)
  • قهوه (۱)
  • قیامت (٢)
  • قیصر (۱)
  • گلشن (۱)
  • گوزوم (۱)
  • گیپور (۱)
  • لالائی (۱)
  • لب (۱)
  • مادر (۱)
  • مادر دردمند (۱)
  • مادر زن (۱)
  • مادرانه (٢)
  • مادری (۱)
  • مامان (۱)
  • مبارک (۱)
  • مجنون (۱)
  • محرم (۱)
  • مذهب (٢)
  • مرشدزاده (۱)
  • مریض (۱)
  • مریم (۱)
  • مریوان (۱)
  • مسلمان (۱)
  • مشاور (۱)
  • مشهد (۱)
  • مظلوم (۱)
  • معرفت (۱)
  • معلم (۱)
  • مغز بادوم (۱)
  • ملا (۱)
  • ملودی (۱)
  • مناسبت (٥)
  • مهر (٢)
  • مهربان (۱)
  • مهربانی (۱)
  • مهرداد (۱)
  • مهلت (۱)
  • موفقیت (۱)
  • مونا (۱)
  • میلاد (۱)
  • نجابت (۱)
  • نفس (۱)
  • نقش (۱)
  • نگین (۱)
  • نوروز (۱)
  • نیمه ی گمشده (۱)
  • هجرت (۱)
  • هدف (۱)
  • هزینه (۱)
  • هیاهو (۱)
  • وصیت (۱)
  • وفا (۱)
  • ولایت (۱)
  • کتاب (۱)
  • کشتی (۱)
  • کفر (۱)
  • کوچه (۱)
  • کوهنوردی (۱)
  • یاندیردین (۱)
  • یوتاب (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩٢
  • فروردین ٩٢
  • اسفند ٩۱
  • بهمن ٩۱
  • دی ٩۱
  • آذر ٩۱
  • آبان ٩۱
  • مهر ٩۱
  • شهریور ٩۱
  • امرداد ٩۱
  • تیر ٩۱
  • خرداد ٩۱
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
دوستان من
  • تنزیل قرآن مجید
  • یوتاب
  • بچه های اوتیسم خوزستان
  • مغز بادومم (‌‌‌ آرتادخت من )
  • بگذریم نفیسه مرشدزاده 1
  • نوشته های دکتر شیری
  • روزهای جانبازی
  • تک شانس
  • بانوی گیلک
  • بهشته
  • اشعار سید محمد رضا هاشمی زاده
  • شعر و دل نوشته ها
  • تمدن سیستان
  • یه مرد امیدوار
  • دخترم (شقایق عزیز)
  • جملات زیبا و حکیمانه
  • فرشته های زندگی من ( پریسای عزیزم )
  • خبر انلاین
  • خونه
  • الهدی
  • عشق علیه السلام
  • دغدغه های یک مادر 1
  • ترجمه انلاین
  • ترجمه لغوی
  • پخش زنده حرم امام رضا
  • پخش زنده حرمین کربلا (امام حسین ) و ( اقا ابوالفضل)
  • آرشام
  • حسین سناپور
  • شیوا
  • اوقات شرعی
  • مطبخ خاله خانم
  • مونا
  • من و آن دیگری
  • لیلی مامان اراز
  • موج اف ( مژی )
  • نامه ای به خواهرم رامونا ( بهمن مهربان )
  • روزنگار خانم شین
  • شهاب مرادی
  • اتفاق های روزانه ملودی عزیز
  • در اغوش یک غریبه انا عزیز
  • بهاره و فرشته هاش
  • مناسبت ها
  • فید چیست؟
  • بیتا وب
  • یک صندلی برای نشستن
  • سی ما ( نوذری )
  • اردیبهشت
  • باز هم زندگی ( دختر باران )
  • خاطرات فرزاد
  • گاه نگار آرین و مامان و بابا
  • نگهبان بهشت
  • در جستجوی آرامش
  • در مانگر ( خانوم دکتر )
  • ساده ترین حرف ها ( دختر مهربون )
  • بهار دلها ( اقا بهمن )
  • نسیم پریشان
  • جو گیریات ( کیامهر )
  • مذاب ها
  • جو گیریات آبی ( کیامهر ) بابک اسحاقی ****
  • باغ مخفی ( آنا آریان )
  • مادر عزیز (علی و زهرای نازنین )
  • قلقلی شایدم فلفلی ( آقای دکتر )
  • ایران ذهن ( روانشناسی شخصیت )
  • روسری من به رنگ انار ( زهرا )
  • گفته های ناگفته ( مسافر )
  • دوری و صبوری ( ستاره ها )
  • باشو ( معصی )
  • زنبیل درویشی ( مریم عزیزم )
  • جوگیریات کیامهرباستانی سابق ( بابک اسحاقی )
  • تاک لرزان ( سارا )
  • دنیای من ( دلارام )
  • روزگار مو ( مادر یاس و پونه )
  • حیات خلوت ( هلیا )
  • کلکله ( کوروش )
  • دانه های ریز حرف
  • سطرهای سپید ( مهربان )
  • روز نوشت های محسن باقرلو ( کرگدن )
  • دلکده ( الهه )
  • دخترک نارنجی ( لاهیگ )
  • من وهمسرم در اروپا ( امی )
  • ابر چند ضلعی
  • شکلک
  • آموزش کلاه بافتنی
  • مقتل لهوف ( ترجمه )
  • *****
  • گیس گلابتون
  • کیک مرغ (لذت آشپزی )
  • انگلیسی برای همه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • طراحی وب قالب
  • جامعه ادبی بیشه
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



دغدغه های یک مادر
25 اردیبهشت........دردانه ی من آرتادخت
نویسنده: خدیجه زائر - چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢

انگار همین دیروز بود که من مامانی شدم و مادرت به شرف مادریت نائل شد.

دلبندم......پاره ی تنم با تو زندگیمان بهار در بهاران شد.........

نظرات ()



محض اطلاع............
نویسنده: خدیجه زائر - پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٢

بخاطر امر خطیر امتحان ترم و در خطر بودن شهریه ی اینجانب ( دانشجوی لای کتاب باز نکرده ) برای جبران مافات و ...........مجبورم از الان استارت شب امتحان را بزنمهیپنوتیزم

ای همه ی کسانی که از هر قید و بند ازادید......از اردیبهشت کمال بهره را ببرید و

گاهی هم جای این اردیبهشتی جامانده را خالی کنید.به امید خدا بعد امتحانات در

خدمتتان خواهم بود.

احتمالا این ترم از آخر اول می شوم.نیشخند

 

این مطلب  را حتما بخوانید.

نظرات ()



مادر بزرگانه............آرتادخت من
نویسنده: خدیجه زائر - جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٢

دوست دارم خاطرات خوشم را در قابی زرین حفظ کنم.تا در روزهای سخت با تکیه بر آنها

دوباره از جا برخیزم.

اینجا قاب زرین خاطرات من است.هر انچه را در طول سالیان بدست اورده ام تلخ و شیرین

کم و زیاد آشکارا یا در لفافه......می نویسم تا یادم بماند که خدای خوبم چه اندازه با من

 مهربان بوده و چه اندازه مرهون لطف و رحمت بی انتهایش هستم.

شاید برای اینکه آدم خودش را دوست دارد.اگرچه گاهی فراموش می کند اما در نهاد ما

 عشق به خویشتن نهادینه است.

همین است که از خود اثر به جا می گذارد زیرا در نا خواگاه خود دوست دارد باقی بماند.

این ترس از مردن نیست.......ترس از یاد رفتن است..........

من به شکل بارز و البته مفرطی مادرم...........این خصوصیت البته نه به خواست من که

در سرشتم اینگونه است.

عشق به فرزندانم در همه ی وجودم ریشه دارد.اصلا انگار همه ی بچه ها را دوست دارم .

دربلاگستان هم همینطور بوده....در دانشگاه هم همکلاسی ها مرا مادر خود فرض

می کنند.

گاهی از این همه محبت می ترسم.نکند عجب مرا بگیرد....آنها مرا که نه ....آن گرمای

 عشق مادرانه ام را دوست دارند.اما باز هم واهمه دارم.آیا من لایق این همه مهر زلال

 هستم؟در پاسخ به این همه لطف و همراهی چه باید بکنم؟

من اسان ترین و کم خطرترین راه را برای جبران پیدا کرده ام. آن ذعای خیر و عاشقانه ام

برای همه است.نزدیک و دور......دوست و دشمن.......همه خلق خدای مهربان هستند.

پس همه شایسته ی دعای خالص و عاشقانه...........

همه می گویند نوه مغز بادام است......البته شکی نیست......اما برای من آرتادخت  به

مانند دنباله نیست.........انگار با آرتادخت من دوباره آغاز شده ام.شباهت غریبش به

کودکیم و مرور خاطرات از یاد رفته لذتی وصف ناپذیر دارد.باید تجربه کنید تا به عمق لذت

ان پی ببرید.اصلا درد و لذت هر دو انگار از یک جنس هستند باید در تجربه به درک کامل آن

رسید.برای من این تجربه مثل یافتن گرانبهاترین گنج گم شده ام در روزگار حیرانی است.

دخترکم فانتزی های زیبایی دارد......شاید کمی زود باشد اما در فانتزی هایش زندگی

خلق می کند.مثل کودکی خودم........از خود راضیهر انکه را دوست بدارد نسبت به او غیرتمند

 است و حاضر به تقسیم عشقش نیست.مادرش عشق بزرگ اوست...

در این میان با صراحت

او را آن خود کرده و حاضر نیست با کسی شریک شود.

اگر از کسی برنجد قطعا نشان خواهد داد .

برایتان گفته بودم که برای یافتن ارزانترین حلقه در خرید مختصرمان همسرم و زرگرها را به

ستوه آوردمنیشخند........در حالیکه در کودکی دستانم را نشان مادرم می دادم و النگو و

انگشتر برای همه ی انگشت هایم می خواستم.

حالا دخترکم هم از بازی با طلا لذت می برد .....با حرکات شیرین و قشنگی آنها را

طلب می کند.قلب من از فرط خوشی می ایستد و نفسم بند می اید.

دیشب دو بچه اش را با یک پتو قنداق کرده بود و عاشقانه می بوسید و می خواباندشان.

دقایق طولانی به چیزی دقت می کند.......بر عکس مادرش که تا سوم راهنمایی از تیپ

دخترانه بیزار بود و من که عاشق دخترانگی بودم چقدر برایم اولین بار که جلوی آینه ایستاد

و غافل از نگاه مشتاق و منتظرم خودش را برانداز کرد .حظ بردم.یک دختر تمام است.

با همه ی ویژگیهای منحصر بفرد دخترانه.......با اطوار دلفریبی موهایش را به یک

 سو می برد.لباس هایش را با کفش دلخواه ست می کند. از خواندن و ورق زدن کتاب لذت

 وافر می برد.خواب هایش باید طولانی باشد وگرنه بدخلق می شود.برای آب خواستن

کلمه اب را انگار سوزنش گیر کرده باشد به شکل زیبایی تکرار می کندتا دستش به لیوان اب برسدخنده......

پی نوشت :  همراهان عزیز و دوست داشتنی ام سیستم من

مشکل دارد و سرعت پایینش مرا ذله می کند.از همه ی

 بچه های خوبم بابک و هاله و تیراژه و هلیا و امی و پریسا و دل ارام و

دوستان شفیقم....مریم مامانگار و ناهید و شیوا ی عزیز برای

کامنت های سرشار از لطف و مهربانیتان سپاسگزارم

شما را از صمیم قلب دوست دارم و به همراهیتان می بالم.

 

نظرات ()



52 بهار..........52 اردیبهشت.......
نویسنده: خدیجه زائر - چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢

 

بعد از مدتها نوشتن سخت است.مثل اینست که بخواهید از درون یک قفسه ی

 

شلوغ وسیله ای را بردارید.اما مهم اینست که باید پاسخگوی دوستان و

همراهانم باشم.همان ها که هنوز مهربانانه و مشفقانه چشم از در خاک

گرفته ی این خانه ی متروک برنداشته اند و مرا مرهون لطف و مهربانیشان

کرده اند.عزیزانم در این مدت روزهای سخت و پر مشغله ای داشته ام که

گفتنشان فقط خاطر عزیزتان را مکدر خواهد کرد .خدا را شکر حالا خیلی بهترم

و به لطف خدا می توانم روی پاهایم بایستم.خلاصه اینکه در گذشته گویی

خودم را ان طور که شایسته بوده دوست نداشته ام......حاصلش مفاصل

داغان است و وزن زیاد .........پیشترها حتی به مخبله ام هم خطور نمی کرد

که توانائی ام به این سرعت رو به افول رود اما انگار روزگار قصد گوشمالیم را

داشت.به هر طریق شکر خدا که اوضاع خوب است......درمان خوب پیش می

رود.درس ها هم قدری وقت گیرتر شده اند.آرتادخت هم خورشید تابان خانه

مان است و دلم را سرشار از شور زندگی و عطر بهشت می کند.

دلم برای تک تک شما سخت تنگ شده بود.دوستتان دارم و از تک تک مهربانانی که

زاد روزم را به یاد داشتند سپاسگزارم.روز مادر و روز زن را به تمامی شما

تبریک می

گویم.و خدا را برای نعمت مادریم شاکرم.


برای همه ی مادران ساکن در بهشت برین آرزوی آرامش و

برای همه ی فرزندان صبر جمیل آرزومندم.

نظرات ()



زلزله...........
نویسنده: خدیجه زائر - جمعه ٢۳ فروردین ۱۳٩٢

وقتی در رشت و منجیل و رودبار زلزله امد من رشت نبودم.هر چیزی که می دانم از شنیده

هاست.اما به قدر کافی تکان دهنده هست که دلم بلرزد...باورم به امنیت بلرزد.....

و اینکه چقدر استواری همه چیز سست است و انسان چقدر ضعیف و آسیب پذیر است...

تصور آدم های لرزان روحم را به درد می اورد.....اما یقین دارم که مهربان بی همتا تنها ملجا

و پناه همه خواهد بود.برای هجوم داغ و دردی که رسیده دعا می کنم. و از دستان مهربانش

یاری می خواهم تا به سرانگشت لطف دردها را ببرد.کاش ادم ها هم را بیاد داشته باشند.

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »