دوستی دارم که هر سال ٢٨ صفر اش نذری می پزد.اگر وقت کنم  معمولا سری به او می زنم.ساعاتی با کسانی که هر یک به نیتی می ایند دور هم هستیم.......با بعضی صمیمی و با .بعضی هم رودربایستی دارم.....یعنی باید نقابی به چهره بز نم که مال خودم نیست.برای اینست که برایم نخودچی بار نگذارند......در این دوره خبری از غیبت و حرف غیر نیست.........حتی بیخیال سیاست می شویم........اما یک چیز ازارم می دهد.....ان هم سبک عبادتی است که بعضی برای خود اختراع کرده اند......در انتظار هم زدن اش نشسته ایم و برای تالیف قلوب لازم است گفتمانی دوستانه داشته باشیم......طرف مقابل در حالیکه با تکان های سر شما را به ادامه ی صحبت تشویق ( وادار ) می کند تند و تند لب می جنباند و با دوانگشت دانه ها ی تسبیح را می سراند...بی اختیار از گفتن باز می مانم.......انگار از سر جهالت از جلوی سجاده ی کسی رد شده باشم.........به جای همه ی اداب انسان ساز دین رفته ایم بسوی نوعی زهد بی محتوی ( البته بعضی )......من نگران نگاه های کودک و نوجوانی هستم که به بهانه ی همراهی در این جمع ها حضور دارند........خوشبختانه من همیشه تنها می روم زیرا نگران عواقب سوئ این برخوردها هستم......اسلام دین مهربانی است....دین راستی است.......ذکر درونی به مراتب کارسازتر است..........همین ها عامل ترویج ریا است........اگر میهمانی دم اذان رسید تکلیف اینست که دقائقی نماز اول وقت تاخیر بیافتد........گاهی پا را از این هم فراتر گذاشته و از بچه ها هزینه می کنیم........سالها پبش وقتی دختر بزرگم تازه به سن تکلیف رسیده بود برای تشویق او و خواهرش در مهمانی  منزل خودمان بچه ها را برای نماز به اتاقی هدایت کردیم........یکی از بچه ها گفته بود من فقط خم و راست می شوم  و اذکارش را نمی گویم.....زیرا کسی نمی فهمد..!!!!!البته من منکر تعلیم و تربیت دینی نیستم اما قبلش باید متعلم را شناخت.........این نسل نسل دنباله رو نیست......باید با براهین روشن و قلبی سلیم به تبشیر شان پرداخت.........و البته انذار.........

چقدر تلخ است که شاهد رواج علوم و فنونی هستیم که این نسل برای رسیدن به ارامش جذبشان می شوند.........

کاش زودتر بفکر بیافتیم........از خودمان باید اغاز کنیم........با صداقت و مهربانی...............

                    با دلی پاک   و سرشار از مهر  بسوی خدا برویم

                            التماس دعا