دیروز به طور اتفاقی به نوشته های زنی رنجدیده برخوردم که تا ساعاتی مرا به خود مشغول کرد.خانواده ای دچار مشکلات اقتصادی می شود و در پی آن دختر جوان خانواده که از استعداد تحصیلی خوبی هم برخوردار است بخاطر ملاحظاتی رشته دبیری را به جای حقوق بر می گزیند.او که با جهش دوره ی ابتدائی را پشت سر گذاشته در محل خدمتش بعنوان عضوی جوان مشغول می شود.بزودی با اولین خواستگار خود باز هم بخاطر ملاحظاتی بدون هیچ وجه تشابهی ازدواج می کند .از همان ابتدا مورد انواع و اقسام بی حرمتی .آزار روحی و جسمی قرار می گیرداما دم فرو می بندد تا آبروی خانواده اش حفظ شود.هیچیک از نیازهای او بعنوان یک انسان....و زن......بر آورده نمی شود.او فقط اشک می ریزد و نفرین می کند.حالا چند سالی است که فهمیده همسرش حتی با درمان پدر نمی شود باز هم فقط در تنهائی اشک می ریزد..........

داستان او بسیار طولانیست...خواندم و خواندم.....و خدا می داند که چه دردی دارد نظاره ی انسانی که همه ی توانائی هایش را از یاد برده.مثل طعمه ای مسخ صیاد سرنوشت شده و منتظر بلعیده شدن............

نظرات وبلاگش هم توسط عده ای سطحی نگر که فقط بلدند زیر هیمه را فوت بزنند و فقط با او همدردی کرده اند........

من اما نظر نگذاشتم زیرا او برای رهائی از این وضعیت ابتدا باید دست به یک خانه تکانی ذهنی و اساسی بزند.......

قبول دارم زندگی ما بر اساس باورهای مان شکل می پذیرد اما نقش ما در تحلیل این باورها و تطابق آن با فطرت مان کجاست؟

دختر تحصیلکرده ی شاغلی که همه ی عنان زندگیش را بدست سرنوشت می سپارد مثل کسیست که زیر دیوار خراب ایستاده و از خدا طلب فرج می کند........

مگر می شود نیاز های انسانی را سرکوب کرد؟ازدواج یک پیوند قانونمند و مقدس است برای رساندن زوجین به سرمنزل آرامش.......( لتسکنو الیها......... ). نه فرار از گذشته ......ساختار این کشتی باید مهندسی شود.هماهنگی و سلامت روحی و جسمی هر دو ضامن بقا و دوام این رابطه است.

معنای صبر باید در باور خیلیها عوض شود.صبر هنگام عمل معنا پیدا می کند و به معنای پذیرش بی دلیل هر کمبودی نیست.

رازداری هم بازیچه ای شده برای سرپوش گذاشتن به روی سوراخ هائی که در بدنه ی این کشتی وجود دارد.

برای خرید هر وسیله ای ساعتها وقت می گذاریم با انکه براحتی قابل جایگزینی است.برای تعمیر هر دستگاهی به نمایندگی همان رجوع می کنیم اما هنوز یاد نگرفته ایم که پیوستن دو فرد برای آغاز زندگی مشترک نیازمند تعمق و دقت و ملاحظه ی بیشتری است.

قبل از به آب انداختن کشتی کاش قدری تامل کنیم......................

وقتی کشتی ای  غرق می شود موج هائی پدید می آید و پیامد این موج ها می تواند هر چیزی باشد.