رمضان از نیمه گذشت و داریم به روزهای پایانی اش نزدیک می شویم.........دوباره دلم بیاد تو آشوب شده............دیرزمانی بود که شبهای قدرم به آوای حزین تو پیوند خورده بود.....باید باور کنم که دیگر ندارمت؟............که زنگ بزنی نیت کن تا بخوانم؟........بلبل دلسوخته ام کجائی تا ببینی چه داغ بزرگی بر دلم گذاشته ای!!!!!!!!راستش را بگو حالا من دلسوخته ترم یا تو؟ وقتی به چشمان معصوم دخترکانت نگاه می کنم انگار ذغالی گداخته در سینه دارم..........خدا را برای این داغ شکر می گویم...زیرا بخشی از اسرارپنهانی زندگی برایم اشکار شد...من به خاصیت عشق رسیدم و این تحفه ی کمی نیست.....

                                     التماس دعا