سلام عزیزم.......فرشته ی کوچک خوشبختی من.......بند انگشتی بهشتی من........این ها و خیلی چیزهای دیگر که حالا با این دل اشوبه که از دیروز ظهر با صدای مادرت سینه ام را مالامال درد و بغض کرده قادر به ردیف کردنش نیستم.

می گویند تو فقط ٧ هفته است که مهمان وجود نازنین مادرت هستی اما دلبندم تو بر ایم از همیشه بوده ای وقتی مادرت را روی پاهایم تاب می دادم  و تنهائی ام را و درد دوری از پدر بزرگت را در لالائی هایم سرریز می کردم .........از وقتی برایش اولین عروسک و گهواره را به خواهش دل مهربان مامانی اش خریدم.فرشته ی کوچک من....دردانه ی زیبای من دلت نخواهد که مادر بزرگ در غم تو بنشیند.روا نیست حالا که با وزش نسیم جانبخشت خانه مان را مصفا کرده ای نیامده عزم رفتن کنی....

صدای آوازه خوان دوره گرد در کوچه می پیچد و دل طوفانی ام را می برد تا...............

 خدایا تو میدانی که همیشه به داده ات شاکر بوده ام و اگر گاهی ناله ای سر داده ام نه از سر قدر ناشناسی و ناسپاسی که از سر ضعف بوده که تو خود آگاهی به ناتوانیم........

بچه ها به انرژی مثبتتان سخت محتاجم...........محتاجیم......

                  مادر...........مادر بزرگ