بر خلاف انتظارمان دکتر دخترم را مرخص نکردناراحت.بعد قطع خ و ن ر ی ز ی و امیدواری مضاعفمان به ادامه ی حیات بند انگشتی دکتر دستور ختم بارداری و مشاوره برای انرا تجویز کرد.لحظات سخت و توانفرسائی بود...............شرح ماجرا جز افزودن باری سنگین بر دلهای پاک و مهربانتان نیست.........حالا اینجا وسط معرکه زیر باران هستم......اذابتلی ابراهیم............ما مبتلا هستیم و بیشک تنها راه رهائی از برهوت دنیا غرق شدن در دریای رحمت الهی و روبروئی با امواج سهمگین طوفانی است........

روزهای زیادی را در تراکم هیجانات از سر گذرانده ام........باید تاب بیاورم....این سنت الهی است........فقط خدا کند که ...................

عزیزانم برای دخترکم و همسر نازنینش دعا کنید برای عبور از این تنگه ی حساس......

مرا ببخشید که جامه ی صبر را دریده ام و اندوه تلخم را شرنگ جانهای مهربانتان کرده ام.