آمدم شادیم را با شما قسمت کنم که پیام های شما مهربانان دلم را لبریز از شور و شوقی دو چندان کرد.

دو سال پیش وقتی به اینجا آمدم حتی فکرش را هم نمی کردم اینهمه همراه خوب و صمیمی رنگ لحظه هایم را دلپذیر و بهاری کنند.

با دستانی لرزان اولین پستم را  اینجا نوشتم .  یوتاب اولین فرزند مجازی ام شد.و حالا به لطف خدا هر روز به تعداد دانه های  تسبیح مهرم افزوده می شود. خدا می داند که چقدر دوستتان دارم و چه سهم بزرگی از زندگی و سرنوشتم از آن شماست.

وقتی پست قبلی را می نوشتم  نمی دانستم قرار است خدای خوبم بار دیگر روز تولدم را با هدیه ای خاص مبارک کند. درست مقارن اذان صبح امروز 9 / 2  /  1390 اولین  نوه ی خواهرم به دنیا سلام گفت.

 از  کیامهر  عزیز ممنون و سپاسگزارم برای مهربانیش.........و هدیه ی خاص..... (  +  ) .