با طلوع صبح به استقبال تو رفتم ....آفتاب گرمی هوای زمستانی بهمن ماه را بهاری کرده بود.ساعت 9/30 صبح تو امدی .با پوستی به لطافت شکوفه ی سیب و لبانی به رنگ یاقوت سرخ....وانبوه موهای خرمایی....زیباترین نوزادی که در عمرم دیده ام...تنهایی بزرگ خواهرت کوچک شد .از شیره ی جانم نوشیدی و بالیدی.شدی همان که باید.....حالا در آستانه ی 29 سالگی طعم دلنشین خاله بودن را با وجود نازنین  آرتادخت در یافته ای.تقارن زیبایی است سالگرد تولدت با ماهگرد 9 ماهگی او.......

 

پ . ن - آرتادخت   قشنگم ماهگردت مبارک عشق مامانیمژه