1-خوشبختانه با دعای خیر شما دوستان ناب و صمیمی ملودی  ؛ شکر خدا حال مادر و

نوزاد خوب است.و برای همه تان سلام فرستادند.

2-شاید این پست کمی تاخیر داشته باشد اما به هر حال برای ثبت در تاریخ بد نیستچشمک

 

یک هفته ای بود که بخاطر یک ویروس ناقلا دچار سرگیجه ی شدید بودم و دیروز عصر تمام

وقتم به آزمایش و دکتر گذشت.شام هم جای شما خالی در معیت دردانه ام و

شیرین کاریهایش سپری شد.

 

صبح دیروز اینترنت نداشتم.آخر شب که چک کردم دیدم بابک نازنین و با معرفت مرا

 

شرمنده ی لطفش کرده و بچه ها برایم کامنت گذاشته اند.

 

خواهر عزیزم که همیشه مدیون و مرهون محبتها و توجهات خاصش هستم نیز

 

چون گذشته رسم خواهری به جا آورد.

 

به ازای همه ی ضعف هایی که مثل هر انسانی  دارم اما عشق عظیمی به خدای

 

بزرگ و کائنات دارم که آثار لطف بیکران اوست.به همه عشق می ورزم و تنها

 

سرمایه ی من عشق خالصانه ام به دیگران است.خوشحالم که توانستم این حس

 

را با دیگران به اشتراک بگذارم .دیروز یادآور یک خاطره ی تلخ بود . هرگز آنقدر

خودخواه نبوده ام که بتوانم از کنار غم دیگران به سادگی عبور کنم.

 

خدا می داند که از پارسال چه حس تلخی نسبت به زاد روزم پیدا کرده ام.

 

تصور حجم تنهایی مریم غم سنگینی است .فقط خدا.......فقط خدا می تواند

 

تسلی بخش قلب داغدارش باشد.

 

سال گذشته در چنین روزی اولین نتیجه ی خانواده ی ما روز تولدم را با من شریک شد.

 

هنوز فرصت نکرده ام برایش تبریکی بفرستم.دخترک شیرین در شهری دیگر است.

 

از همه ی این ها گذشته حضور آرتادخت برای اولین بار در زنگیم تلأ لو پر شور رنگ

 

زندگی است.من با او به سرزندگی دوباره رسیدم.

 

از همه ی عزیزانی که به یاد من هستند و مرا لایق محبت صمیمانه شان می دانند

 

ممنونم.آدم های مجازی برایم بسیار حقیقی و جذاب و خواستنی هستند.

 

من شانس آشنایی با قلب های بزرگ و مهربانی را از این دریچه داشته ام.

 

اینها سرمایه ی کمی نیست.