باز خرداد است و امتحانات و................

من برای بچه هایم تعریف و تقسیم خاصی دارم ....سه تای اولی که بهشان می گویم

اولی ها یا سه تا بزرگه...........و دوقلوها را که معمولا می گویم دوقلوها و ته تغاری

ها.....

برایتان گفته ام که اولی را در 20 سالگی و دومی را در 21 سالگی و سومی را در 27

سالگی به دنیا آورده ام.

آن روزها زنی قوی و بسیار متکی به نفس بودم که البته کمی از وسواس رنج   می

بردم.

یک تنه به همه ی کارها می رسیدم و خب البته گاهی بخاطر سوء تغذیه و مشکلات

زمان جنگ زیر سرم می رفتم اما کلا  کنترل اوضاع غالب اوقات در دستانم بود.

وقتی دوقلوها امدند من 33 ساله بودم و هنوز جوان........

فقط کسانیکه دوقلو داشته اند البته از نوع بیش فعال شاید بتوانند کمی از حال و روز

آن روزهای مرا درک کنند.زندگیم در چرخه ای تند افتاده بود.بزرگ ها در دوران

حساسی بودند اما حضور و کمک اطرافیان هم نمی توانست از شدت فشار آنقدر کم

کند که بتوانم حضوری موثر در زندگی بزرگ ها داشته باشم.

سومی کلاس اول و دوم را تقریبا با شرائط سخت و دور از انتظاری سپری کرد.

هنوز بخاطرش عذاب وجدان دارم.اولی دائم مریض و کم خون بود اما با همه ی این

مسائل هر سه تا از بهترین بچه های مدرسه و از نظر ادب و شخصیت زبانزد بودند.

 

قیاس بین بچه ها آفت صمیمت میان آنهاست اما فقط کافی است کمی منصف باشید

 

تا بتوانید مرا درک کنید.دوقلوها با سومی 7 سال و با اولی 13 سال فاصله ی سنی دارند.

هماهنگ کردن این تنوع سنی کاری شاق و گاه غیر ممکن است.

 

آنها هیچ شباهتی از نظر رشد رفتاری و اخلاقی به خواهرانشان ندارند.

شادابی و طراوت خاصی دارند اما نوعی بیخیالی و بی انگیزگی در درس و نگاه به آینده

دارند که همیشه نگرانم می کند.

 

ناتوانی زودرس خیلی زودتر از موعد به سراغم آمده..........این روزها درمانده و از پا در

آمده

 

گاهی برای انجام کارها به استیصال می رسم.برای درک سربه هوائی شان هم!!!!!!!

 

آن وقت ها جدی تر و محکم تر بودم اما حالا با اینکه شرائط بسیار حساس تر و

مشکلات بغرنج تر شده گاهی میل زیادی به انفعال دارم.

این مسئله عذابم می دهد.کاش زودتر سر عقل بیایند..........کاش  می شد نیروی

جوانی را جایی پس انداز کرد.من این روزها بیش از هر چیزی نیازمند نیرویی برای

کنترل اوضاع هستم.نمیدانم در پیچ کدامین گردنه جاگذاشته ام؟

 

پی نوشت : آدم گاهی نیاز دارد که اظهار درد کند....خودش را

لوس کند.....می دانم همه مشکل دارند اما خواستم بگویم

 

قدر توانمندیهایتان را بدانید .جوانی بر نمی گردد!!!!!!!!!!!!!!!