در این دو هفته ای که از اخرین پستم می گذرد خبرهای زیادی برایتان دارم.

یکشنبه 12 شهریور اعلام نتایج ارشد سراسری آمد.دختر سومم در همان رشته ی

دلخواهش که مرتبط با رشته اش هست در دانشگاه تهران پذیرفته شدمژه

البته خوشی مان فقط تا ساعت 3 عصر بود که خبر احمد آقا رسید.

چند روز بعد هم نتایج آزاد آمد و من هم در اولین انتخابم قبول شدم.

این بار نوبت بچه ها بود که ذوق زده شوند .مانده بودم بروم یا نهمتفکر

بالاخره زور بچه ها به من چربید و الان یک عدد دانشجوی 51 ساله در خدمتتان هستم.

با دیدن این مطلب عزمم را جزم کردم تا کار نیمه تمام 33 سال پیش را

یکسره کنم.از خود راضی

دارم وسائل دخترم را آماده می کنم.بغضم را لای کارها و وسائلش می پیچم.

دل توی دلم نیست ...افکار درهم و برهم آنی رهایم نمی کنند.

اما باید بسپرمش به مهربان ترین.........همه ی جوجه ها روزی قصد پریدن از لانه

می کنند.

پ .ن -این روزها بوی مهر و عطر شهدا در میان هیاهوها و رنگ های پائیز

یاد آور روزهای نبردی نابرابر هستند که تا همیشه سمبل افتخار و ایستادگی مان

خواهند بود.خدا کند به افسانه ها نسپاریمشان.