یادم نمی آید به ما گفته باشند که در میانسالی واقعا شاهد چه تغییراتی در خودمان می شویم.

جوان تر که بودم حتی تا خط چهل.......تصویرم از خودم در میانه ی راه زنی  بود با چهره ای  که  خطوطی دلنشین ( تعبیر من از گذر زمان ) و موهایی  با مش نقره ای  که می توانست بی شتاب و در کمال فرصت و آرامشی که قبلا هیچوقت فرصت یافتنش دست نداده بود به جای اینکه بنشیند و مثل بعضی گذر عمر باقی مانده را نظاره کند...با دل سیر به تماشای هستی برود........بله دلم می خواست چمدانی سبک بر دارم و فارغ از همه ی مشغله ها........دلمشغولیها........بروم و اول ایران را شهر به شهر و روستا به روستا بعد اگر فرصتی ماند باقی دنیا را..........

قشنگ تماشا کنم.تلافی همه ی دویدن های گاه بی حاصلم را در بیاورم و بی هراس از شتاب فرساینده ی زمان لحظه ها را زندگی کنم.بی دغدغه.....بی واهمه از فردا........

گاهی حتی خواستم سردر این خانه را هم از دغدغه پاک کنم.

خودمانیم گاهی آدم حتی اگر مادر هم باشد با آن وسعت مهر سرشار که البته در من فقط قدری هست.... باز.......باز گاهی زیر بار این همه دغدغه کم می آورد.......

حالا می خواهم شفاف برایتان بگویم که میانسالی حریف چغری است.....اینطور نیست که از قبل بدانید او شما را از کدام زاویه مورد حمله قرار می دهد.........

می تواند بی آنکه به صورت و موهایتان حتی نگاهی بیندازد درست برود سر حساس ترین و حیاتی ترین نقطه ی قوتتان.........بله نیرو و قوه ی تان...........بله می تواند کاری بکند که بی آنکه دیگران بتوانند متوجه شوند و لااقل دلشان برایتان بسوزد شما را ذره ذره و بعد ناگهان ناک اوت کند........بنشاندتان...........

شاید ناظران فکر کنند که شما دور از جان کاهل شده اید....بیخیال اوضاعید......اما

واقعیت اینست که دیگر اعضایتان مثل قبل فرمان نمی برند........هنوز ظاهری جوان دارید اما سلول ها یتان کم کم بی انکه به چشم بیاید آرام ارام مهیای خواب شده اند....

اگر بخواهید مثل من خودتان را بزنید به آن راه خیلی زودتر و گزنده تر با حقیقت مواجه می شوید.

خیلی بهتر است بپذیریم که دیگر خیلی از کارها را نمی توانیم به فرزی سابق انجام دهیم.وای اگر اضافه وزن هم این میان خودنمایی کند دیگر نور علی نور است....

تا دلتان بخواهد ذهن بیش فعال می شود....بیشتر از قبل....اگر مراقبش نباشید شما را سوار جمبوجت می کند و صاف وسط باند افسردگی پیاده تان می کند.

از خودم می پرسم حالا چکار باید بکنم؟با آرزویی که سالها گوشه ی دلم جا خوش کرده بود به امید پرواز !!!!!!!!

ادامه دارد.........