می نویسم تا یادم بماند وگرنه هیچ داعیه ای ندارم!!!!!!!!

مهر 56 بود.من سال دوم دبیرستان بودم.خانم د معلم ورزشی که تازه از دانشکده ی

تربیت بدنی فارغ التحصیل شده بود دبیر ورزش دبیرستان ما شد که مدرسه ای درجه 2

بود.شانس بزرگی نصیب ما بچه های پاپتی شده بود! البته بودند فرزندان خانواده های

طبقه متوسط که در کنارمان بودند اما خب اکثریت با ما بود.

جلسه ی اول معارفه بود.شاید خیلی ها یادشان رفته باشد اما من در میان انبوه خاطرات

ریز و درشت هنوز آن سوال عجیب و جواب شاید کودکانه ام یادم نرفته هیچ.......بلکه

سالها مثل آیینه ی دق روبروی اشتیاق درونم ایستاده بود و.............

سوال این بود که کدامتان وقت نماز به پرواز در می آیید؟؟؟؟؟؟

عجولانه دستم را بالا بردم..........( گمانم تا قبل از ان این بود که همه همان گونه اند )پرسید در کدام قسمت؟

:سوره ی حمد...........

کدام آیه؟

:اهدناالصراط المستقیم............

آنقدر برایم شیرین و جذاب بود که منی که تا آن موقع بخاطر عقایدم و پوششم

هرگز تائید نشده بودم و یا هرگز راجع به مکنوناتم با کسی حرف نزده بودم.حالا

دختری که فقط چند سالی از من بزرگتر بود و تازه با ان لباس چسبان ورزشی

و قامت عضلانی هرگز به ذهنم خطور نمی کرد این گفتگو را آغاز کند!

خیلی زود با نگاه متعجب بچه ها دریافتم که دیگر باید لب ببندم...........

مثل همه ی جوان ها من بیشتر نیازمند تائید همسالانم بودم تا تشویق معلم!!!!!!

سالها گذشت.........

یادم نیست که کجا و چه سان پر پروازم جا ماند!!!!!!!

فقط داغ  حسرتش دلم را می سوزاند........

البته از لذت حضور گاهی لبی تر می کردم اما من تشنه ی وصلی مدام و شرابی

با دوام بودم.

دیگر باورم شده بود که معصومیتم را............پر پروازم را از دست داده ام.......

اما دوشنبه 21 مرداد........وقتی tv کلینیک جراحی چشم شروع به پخش قرآن

و سپس اذان کرد...........ناگاه............

خدای من............خدای خوب و مهربان.......ای پناه بیکسی ام.....

آرام جان من.........تو.....فقط تو قرار من باش..........حتی اگر تنهاترین

و مطرودترین فرد روی زمین شوم..........

 


 


من شانس این را داشته ام که دو بار به خانه اش مشرف شوم......حاشا

اگر منکر بنده نوازیش شوم............یا زبانم لال اگر... داعیه ای داشته باشم...

به صاحب جمعه قسم..... می ارزد که شب و روزت در گردباد حوادث و ابتلا

تیره و تار شود اگر به پر پرواز برسی...........