این شبها خانه ی ما حال و هوای دیگری دارد........و عروس ما هم...................

یاد روزهائی که در انتظار ورودش بودم.........و نخستین بار که در آغوشم گرفتمش.....

تا پاسی از شب می نشینیم و حرف می زنیم.......فرقی نمی کند از چه.....می خواهم در قاب خاطرش خانه ی پدری ...........مهر مادری ...........خاطرات دوشیزگی............

با زیباترین رنگها آذین ببندد.امشب همه ی خانواده ی مادری اش در خانه ی ما جمع می شوند تا او ر ا چون نگینی در بر بگیرند. نوه ی اول خانواده عروس می شود.

www.musiccloob.com عکس های عاشقانه زیر باران