گفتید عاشقیم و جراحت نداشتید

ایمان به ابرهای اجابت نداشتید

 

برشانه هایتان گل زخمی نمی شکفت

با نخل های سوخته نسبت نداشتید

 

از آسمان، ستاره و دریا، نسیم و موج

یکبار سیب سرخ بشارت نداشتید

 

حّلاجها!که چوبه ی داری ندیده اید

یک شال سبز،کشف و کرامت نداشتید

 

با آن همه پرنده و پرواز و سوختن

خاکستری نشانه ی قربت نداشتید

 

آن روزهای پر زدن و بی نشان شدن

یک قطره شوق سرخ شهادت نداشتید

محمد حسین انصاری نژاد