دورهمی........

وقتش رسیده بود....که در کنار هم دقایقی بی شتاب و همدلانه  داشته باشیم.....

ساعاتی شیرین بی دغدغه و تکلف.......مثل آن روزهای دور.....که داشت

از یادمان می رفت.....

شبی خوش سرشار از خاطرات جوانی.......بچه ها که حالا حسابی بالیده اند با شور

جوانی شان و آرتادخت با بلبل زبانی اش شب ما را ساختند.

پاهای درد ناکم را به قلبم سپردم و با عشق پختم و روفتم......

با لذتی وافر گوش سپردم و حظ بردم.

خدایا تو به قلب هایمان عشق بتابان.....تا در سایه سار مهربانیت ارام گیریم.

 

/ 10 نظر / 23 بازدید
عمه

عالی بود[دست][دست][ماچ][بغل][گل][لبخند](خانوم)[خنده]قربون خانوم گفتنش برم من.

فرنوش

سلام عزیزم.فرنوش هستم از وبلاگ" خیانت دیده" متاسفانه وبلاگ ما حذف شده.اگر پیامی از وبلاگ سابق ما دریافت کردی از طرف ما نیست.لطفاً در صورت امکان اطلاع رسانی کن.ممنونم.

سمیه

دخترم مهمون نوازیش حرف نداره

نورعلی

بسیار قشنگ بود

نورعلی

بسیار قشنگ بود

مدیون

سلام علیکم همشهری با افتخار لینک شدید

m☂شـــــــღــAr

هلو علیکم مامان خانومی خدا رو شکر ک ب طنین عشق گوش جان سپردی و حظ بردی.. جمعتون همیشه جمع آمین[پلک]

heti

الهی آمین برای دعاهاتون