من و آرتادخت.............

بیشک حس دلپذیری است

که شما در حال نماز باشید و

فرشته ی کوچکی با لبختدی 

زیبا به سمتتان بیاید........

آرتادخت خیلی زود متوجه ی

نماز خواندن شده و از

چادر نماز خیلی خوشش می آید.

خدا می داند که چقدر قند و

عسل در دل مامانی اش

آب می شود........

به تازگی قصد دارد یادم بدهد

که درست سجده کنم

هر وقت روی پایه ی مهر

سجده می کنم خم می شود

و روی زمین سجده می رودخجالت

عزیزکم کاش مامانی می توانست مثل جوانی هایش نماز بخواندخیال باطل.......

 

 

 

 

دخترک شیرینم خدا می داند که چقدر شاکرم از اینکه هستی ...........

 با آمدنت نه فقط فصل تازه ای از زندگی ام آغاز شده..... بلکه

دریچه ای رو به  بهشت به روی مان گشاده ای...........

 

/ 22 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم نگار(مامانگار)

ااای جاااااانم.....آرتادخت نازنین....[ماچ] ...ثمره دل و عشقت رو داری لمس میکنی خدیجه بانو... ..خدا نگهدار او و والدینش و شما مادربزرگ مهربون..[قلب]

داش بهی

دیشب اتفاقی افتادم تو وبلاگ یه مادر از اونجا لینک شدم اینجا این اومد تو ذهنم: پسرک در سجاده مادرش زیادی کوچک بود . . .

حسین(نای نی)

سلام مادر عزیز پس از مدت ها برگشتم. منتظر حضور دلگرم کنندتون هستم. آسمونی باشید [گل]

حبیب

[گل][لبخند][گل] با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست ارجمند. به درخواست دوستان گرامی با مطالب جديد مجدداً در خدمت شما عزيزان هستم با نقطه نظراتتون خوشحالم کنید. [لبخند][گل][گل][گل][لبخند]

رها

خدا رو شکر برای آرتادخت بانوی زیبا زنده باشی کوچولوی شیرین

نرگس

شیرینی بودنش تا ابد مبارکتان[گل]

هستی بانو( مامان زهرا نازنازی)

سلام بر مادر عزیزتر از جانم ماشاالله 1000 ماشاالله چقدر بزرگ و خانوم شده. خدا حفظش کنه براتون [قلب][بغل][ماچ]