یاد آوری.............

من آدم سنتی نیستم به معنای رایج آن اما خب به سنت ها به عنوان پایه های 

فرهنگ احترام می گذارم.....

فرهنگ موجب تمایز ما از دیگران است نه تفاخر بی ریشه......

ما با ریشه هامان زندگی می کنیم و شاید تکیه.........

فرهنگ به ما اصالت می دهد..........درست خلاف تقلید که ریشه کنمان  می کند........

شاید بی اغراق فرزند ذلیل ترین مادر روی زمین باشم........شاید......

اما درست بخاطر همین عشق خدایی است که با تمام وجود پاسدار ارزش های

ملی مان هستم و هرگز به آنها اجازه ی عدول از ارزش ها را نمی دهم.........

انسان بودن به سر و شکل نیست..........بایستی روح و روانت .........مناسباتت

با دیگران بر اساس اصول باشد.....

بچه ها بایستی بپذیرند که به خودشان و همه ی انسان ها ارج بگزارند..........

آدم برای حفظ خویشتن خویش باید هزینه کند.........گاه کم..........گاهی هم زیاد..

احترام به  خود با ایستادگی بر اصول ممکن می شود.......

هیچگاه برای کسب محبوبیتم پیش هیچ کسی حتی پاره های تنم یهشان باج

 نداده ام.......هیچ چیزی جز (حق اولی "  خدای بزرگ)  ارزش آن را ندارد 

که آدم به  خودش  چوب  حراج بزند.........

بشدت متاسف می شوم وقتی مادران و پدرانی برای آرامش آنی خود

روح والای بچه ها را قربانی می کنند........بچه ها را ریشه دار بار آوردن سخت

و جانکاه است اما درخت با ریشه است که مامن و سایه سار می ماند.....

نیلوفر مرداب با هر موجی جاکن می شود........

پ.نوشت : وقتی در سفر اخیرم با والدینی مواجه شدم که با فریاد

فرزندشان مبهوت و مستاصل میزشان را عوض کردند خیلی منقلب شدم

اگرچه بعید است آنها خواننده ی این سطور باشند اما ادای وظیفه بود!!!!!!

بنظر من این روش پیامی جز این ندارد که همه ی شان و منزلت انسانی با

یک فریاد فرو می ریزد....زورگویان حقیرترین موجودات روی زمین هستند.من

بچه هایم را خیلی بیشتر از آن دوست دارم که حقیرشان کنم.

/ 0 نظر / 17 بازدید