غیرت.....و نجابت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این روزها در گیر اسباب کشی بودم.لابلای کار گاهی می امدم و سرکی می کشیدم.

وقتی این را خواندم ....دلم شکست.....

خدایا مگر می شود که این ها را رهروان سعید ها دانست؟

این روزها دوباره ویرانم.....انگار کنج ویرانه ای نشسته ام.....دلم برای نجابت و غیرت

تنگ شده.......خیلی.........

/ 8 نظر / 9 بازدید
ترمه

عرض سلام[گل] ممنونم که اجازه دادید...من مدتهاست می یام و از دل نوشته های زیبا و تأثیر گذارتون لذت می برم...خوشحالم که در کنار عمه جان،شما را هم پیدا کردم...چون همیشه از دل نوشته های ایشونم لذت می برم.هر چه از دل بر بیاد به دل می شینه...سربلندی،شادی و تندرستی رو براتون آرزومندم.[قلب][بغل]

ترمه

[گل]بسم رب الشهدا و الصدیقین[گل] . . تقدیم به ارواح طیبه همان مردان بی ادعا[گل] استاد روپوش سفید و تمیزی پوشیده بود تا گرد گچ روی لباسش ننشیند . صدایش سخت به ما که ته کلاس بودیم ، می رسید : او می گفت : تمام عضلات بدن از مغز دستور می گیرند ، اگر ارتباط مغز با اعضای بدن قطع بشود ، اعضاء هیچ حرکتی نخواهند داشت ؛ اگر هم داشته باشند ، کاملا غیر عادی و نا منظم خواهد بود . حرف استاد مه به این جا رسید ، یکی از دانشجوها که مسن تر از بقیه بود ئ همیشه ساکت ، بلند شد و گفت :« ببخشید استاد ! وقتی ترکش توپ سر رفیق منو از زیر چشم هایش برد تا یک دقیقه الله اکبر می گفت . »[گل][گل][گل]

یاسمن الستی

سلام خانم زائر. خوب هستین؟ ببخشید مزاحمتون شدم خواستم ببینم شما از ملودی خبر دارین؟ یه بار تو وبلاگش خونده بودم که سر زایمان سینا و مشکلاتی که پیش اومده بود با شما در تماس بوده.گفتم شاید ازش خبر داشته باشین. خیلی نگرانشم. حالش خوبه؟ آقا مسعود و بچه ها چطور؟ نکنه مشکلی پیش اومده که نمیتونه بنویسه؟ اگر به هر طریقی باهاش تونستین تماس بگیرین، منو از حالش با خبر کنین و سلام منو هم بهش برسونین...بی زحمت... ببخشید واقعا که مزاحم شما شدم دیگه راهی به ذهنم نرسید...

ترمه

____________@@_@__@_____@ ___________@@@_____@@___@@@@@ __________@@@@______@@_@____@@ _________@@@@_______@@______@_@ _________@@@@_______@@______@_@ _________@@@@_______@_______@ _________@@@@@_____@_______@ __________@@@@@____@______@ ___________@@@@@@@______@ __@@@_________@@@@@_@ @@@@@@@________@@_____ _@@@@@@@_______@_____ __@@@@@@_______@@_____ ___@@_____@_____@_____ ____@______@____@_____@_@@ _______@@@@_@__@@_@_@@@@@ _____@@@@@@_@_@@__@@@@@@@ ____@@@@@@@__@@______@@@@@ ____@@@@@_____@_________@@@ ____@@_________@__________@ _____@_________@_____ _______________@_____ ____________@_@_____

مامان زهرا نازنازی

سلام بر شما بزرگوار دلم براتون تنگ شده بود، مدتهاست اینجا نیومدن، به بزرگواری خودتون منو ببخشید امیدوارم تندرست و شاد باشید

ترمه

امام جوان! درود بر لحظه های شفافی که با تو خواهند بود و مسیری که از عطر کلمات مقدست سرمست می شود؛ از 195 تا 220 هجری قمری! درود بر دانایی متجلی در بزرگ و کوچک اهل بیت رسول صلی الله علیه و آله . سلام بر این نور واحد که بی تغییر، در کالبد دوازده پیکر مطهر جاری شد! تکلم کن تا تاریخ، دوباره از شگفتی، مات بماند. - چگونه کودکی هشت ساله، این چنین تمام ذرات را متبرک می کند و تمام تفسیر کتاب آسمانی در قلب او متلاطم است؟ تکلم کن، تا یحیی بن ذکریا متولد شود؛ با شباهتی بی همتا با جوادالائمه علیه السلام ؛ «یَا یَحیی خُذِ الکِتابَ بِقُوَّةٍ و آتَیناهُ الحُکمَ صَبِیاً». . . شهادت مظلومانه جوانترین شمع هدایت و نهمین بحر کرامت، تسلیت و تعزیت.

نرگس

سلام خاله جوني........[قلب] اصلاوقت نشد بهتون ورود به منزل جديد رو تبريك بگم... ببخشيد........تبريك ميگم......... البته باتاخير.....[خجالت] خاله جون ميخواستم اگه ميشه براي يكي از دوستام دعاكنيد... شمادلتون پاكه دعاتون زودمستجاب ميشه... دوستم حالش اصلاخوب نيست.. سرطان خون گرفته همون بيماري كه بابا گرفت و.... ديشب مامان بامادرش حرف زد... دلم بدجوري از اين روزگار گرفته خييييييلي نامرده..[ناراحت][گریه] راستي خاله جون خانم عيسي پور همسراقاي عباسپور سلام رسوندند.