7 دی ماه...............

32 سال پیش در چنین روزی چند ساعتی می شد که آمده بودی نا آغوشم 

عطر مادرانگی بگیرد.......

نوبرانه ها همه یک جور خاصی ذائقه ادم را نوازش می کنند.

عاشقانه مادر شدم و با شهد وجودت سرمست...........

این روزها آرتادخت دوباره تو را تکرار می کند و من پر می شوم

از همه ی حس های خوب .........

 

پ . نوشت : لپ تابم به دیار باقی رفته و سخت ترین کار دنیا

نوشتن با لپ تابی است که فونت فارسی ندارد.

 

 

/ 6 نظر / 7 بازدید
عمه

سمیه جان تومنو خاله کردی من با آمدنت شادترین لحظات رو بدست آوردم .انشالله همیشه زنده باشی [گل][هورا][دست][ماچ][بغل] خواهرجان سایه ات همیشه برسرش[ماچ]

دل آرام

هزار بار مبارک باشه تولد دختر گلتون. ایشالا یا یه لپ تاپ جدید میخرید یا به این یکی عادت میکنید و زود به زود میاید پیشمون

سمیه

ممنون مامان خوبم. الآن خوب می دونم مادر بودن در کنار همه ی عاشقانه هاش چقدر سخته و قدرت رو بیشتر از همیشه می دونم

heti

مبارک باشه .[قلب][گل][گل][گل]

مریم نگار

سلام خدیجه بانوی دانشجو...اونم رشته علوم سیاسی ... امیدوارم خوب و سلامت باشید.. فکرکنم الان اوج امتحاناتید...پس خداقووووت ....[لبخند][گل]

عادله

مبارکتون باشه. ضمنا منم لپ تاپم فونتش عربیه ولی نمی دونم چه طوری جای همه کلیدها رو حفظم. شاید بخاطر کتابیه که تایپ کرده بودم. دیگه اصلا لازم نیست به صفحه کلید نگاه کنم. شما هم اگه کتاب تایپ کنین راحت می شین!