آرتادخت طوطی من............

مدت ها بود مهمان رسمی نداشته ایم.بنابراین آرتادخت مرا در منزل با چادر ندیده

است.

چند شب پیش مهمانی رسمی به منزل مان امد.آنقدر گرم صحبت و گفت و شنود

بودیم که حواس مان به این وروجک نبود.

ابتدای آمدن مهمان به گفته ی مادرش او یک ملحفه ی کوچک را برداشته بود و روی

دلش گذاشته و سرش را گذاشته رو پای مادرش........

بعد که قلمروش را به مهمان نشان داده که این مامان فقط مال من است.

کاری که با ورود هر غریبه ای انجام می دهد.بعد نوبت به تقلید از چادر من افتاد....

از آن جائی که چادرش در دسترس نبود.این بار همان ملحفه را روی سرش به شکل

چادر گذاشت و عین من رو گرفت!!!!!!نیشخند

خواستم بدانید یک همچین نوه ای داریم ما........از خود راضی

/ 8 نظر / 8 بازدید
پرندیک

الهی چقده باحاله[ماچ][ماچ][ماچ][گل]

سمیه

ممنون که ابعاد ملحفه رو ذکر نکردی تا ابعاد فاجعه مشخص بشه[نیشخند] وروجک یه کف دست پارچه رو گذاشته سرش دست و پاشم لخت اونوقت رو گرفته سخنرانی می کنه

میشه شفاعتم کنی پسرخاله

شهید مسعود تفنگچی …مگر می‌شود عاشق امام زمان (عج) این مولا و سرور بود ولی برای دیدن و زیارت او جان نداد، باید دوست فدای دوست گردد، و عاشق فدای معشوق و عابد فدای معبود. سلام بزرگواربامطلب شهیدی که امام زمان عج را دیدبروزم ومنتظر نظرات ارزشمندشما شهدارایادکنیدباذکرصلوات التماس دعا اجرت باشهدا

amشـــــــAr

هلو علیکم مامی سلام خدا این نوه ی شیرینت رو همیشه سلامت نگه داره و همچنین سایه شمارو برقرار..[پلک]

اركيده

بچه ها...فرشته هاي كوچولويي كه با خودشون رحمت و بركت مي‌آورند.

ذهن زیبا

چه شیرین خدا حفظش کنه عشق برای تو[گل]

ترمه

ماشاالله...ماشاالله...[بغل]